مرتضى مطهرى
827
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
جنس آفريديم و ما شما را شَعب شَعب و قبيله قبيله قرار داديم ، يعنى ما اين كار را كرديم [ و ] اين بر اساس يك حكمتى است . مثلًا ما شما را دو جنس آفريديم ولى اين دو جنس بودن براى اين نيست كه يك جنس به جنس ديگر افتخار كند ، مرد بگويد من مرد آفريده شدهام پس اشرفم و زن بگويد چون زن آفريده شدهام اشرفم . اين روى يك حكمت ديگرى است كه چون توالد و تناسل بايد واقع بشود و حكمت اقتضا كرده كه زندگى خانوادگى وجود داشته باشد شما را دو جنس آفريديم . اين مطلبى است كه فى حد ذاته اگر به اين عبارت گفته شده بود معنايش اين بود اما فرض اين است كه با اين عبارت گفته نشده ؛ آيه كه نگفته : انّا خَلَقْناكُمْ ذَكَراً وَ انْثى ، آيه مىگويد : إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى . اين نظير حرفى مىشود كه روضه خوانها گاهى بالاى منبر مىگويند . وقتى مىخواهند يك روضهاى بخوانند و زبان حال بگويند ، چون چيزى را از زبان حضرت اباعبد اللَّه مىگويند كه خود ايشان نگفتهاند ، مىگويند كه « جا داشت كه حضرت بفرمايد چنين » . يك منبرى بالاى منبر تا گفت « جا داشت كه بفرمايد » آقايى نشسته بود گفت اگر جا داشت مىگفت ، پس وقتى نگفته معلوم مىشود جا نداشته ، فضولى نكن بيا پايين ( خندهء استاد و حضار ) . چون خودشان نگفتهاند جا نداشته كه بگويند و الّا خودشان مىگفتند ، پس تو هم فضولى نكن . حالا آيه اگر اينجور گفته بود معنايش اين مىشد . مثل اين است كه بگوييم جا داشت كه آيه چنين بفرمايد : « انّا خَلَقْناكُمْ ذَكَراً وَ انْثى » اما آيه كه اينجور نگفته . آيه مىگويد : إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى . بعلاوه گفتيم كه اين معنا با فلسفهء تعاليم اسلامى اساساً جور در نمىآيد يعنى اگر ما مطلب را به اين شكل بپذيريم بايد اسلام را آنچنان بپذيريم كه مسيحيتْ امروز دين را مىپذيرد يعنى يك امرى در حاشيهء زندگى كه نه به اصول افكار و عقايد مردم كار دارد و نه به اصول منش و اخلاق و روحيهء مردم و قهراً نه به اصول راه و رفتار مردم . آنوقت حريت فكر و عقيده هم همان معنايى مىشود كه امروز فرنگيها مىگويند كه خود دين هم مىگويد هركسى هر فكرى مىخواهد داشته باشد همان خوب است ، هركسى هر شخصيت اخلاقى مىخواهد داشته باشد همان خوب است ، هركسى هر راهى در زندگى مىخواهد انتخاب كند همان خوب است ، فقط مزاحم ديگران نباش . الآن اغلب اين فلسفههاى اجتماعى [ مىگويند ] تو هر فكرى مىخواهى داشته باش همان براى تو خوب است ، هر شخصيت اخلاقى مىخواهى داشته باش همان برايت خوب است ، هر عملى هم مىخواهى داشته باشى برايت خوب است ، فقط يك قيد بيشتر ندارى ؛ تو آزادى ( واقعاً و طبيعتاً ) در هر فكرى ، در هر خُلقى ، در هر عملى مگر در آن چيزى كه آزادى ديگرى را محدود كند . اين را يك فكر خيلى مترقى حساب مىكنند و مىگويند اعلاميهء حقوق بشر چنين گفته است ، در صورتى كه يكى از چرندترين حرفهاى دنيا همين حرف است . اين معنايش بيهودگى انسان است ، پوچ بودن